آرامگاه داریوش بزرگ - داريوش يكم
آرامگاه در سنگ کنده شده داریوش بزرگ از مهمترین Ùˆ والا مقامترين يادگارهاي تاريخي ايران است. داريوش از خاندان هخامنشي Ùˆ از تيره پاسارگاردي Ùˆ از قوم پارسي Ùˆ از نژاد آريائي بود. پدران وي از ديرباز بر پارس پادشاهي داشتند، Ùˆ پسر عموي پدرش، كورش بزرگ Ùˆ پسر او كمبوجيه، پهناورترين شاهنشاهي تاريخ را بوجود آوردند كه از رود دانوب در اروپا تا درياي آرال در آسياي مركزي Ùˆ از اقيانوس هند Ùˆ رود سند تا ØØ¨Ø´Ù‡ Ùˆ ليبي گسترش داشت.
کارهای داریوش بزرگ
در 522 Ù‚.Ù….ØŒ وقتي كمبوجيه در مصر بود، مغي گئوماته نام با گروهي همدست شد Ùˆ شاهي را از خاندان هخامنشي ربود، نيايشگاههاي بزرگ را ويران كرد، خدمت نظام را برانداخت Ùˆ نزديك بود قوم ايراني را به بردگي Ùˆ نشيب رهبري كند كه شاهزاده داريوش برخاست Ùˆ با شش آزاده پارسي گئوماته Ùˆ يارانش را از ميان برد. وي آنگاه ايالات ياغي را سركوبي كرد؛ شيوه ماليات بندي دقيق Ùˆ عادلانهاي بنياد ريخت، سپاه منظم Ùˆ توانايي درست كرد، قوانين Ùˆ سنتهاي مردمان زيردست را گرامي داشت Ùˆ ÙØ±Ù…ود جمع آوردند، گماردگان امين Ùˆ شايسته به ايالات ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯ تا اجراي قوانين را نظارت Ùˆ تضمين كنند؛ كشاورزي را رواج داد؛ راهها Ùˆ تنگهها Ùˆ پلها ساخت، كاخها Ùˆ كوشكهاي بلند Ùˆ باشكوه برآورد، بازرگاني را تسهيل Ùˆ تشويق كرد، Ùˆ در ايران نخستين شكه زر Ùˆ سيم را آورد، بريد (پست) درست كرد Ùˆ ادبيات Ùˆ تاريخنويسي را ارج نهاد (خود وي نخستين مورخ ايران بشمار ميرود) Ùˆ دستگاه Ø§Ù„ÙØ¨Ø§ÙŠÙŠ Ø®Ø· ميخي ÙØ§Ø±Ø³ باستان را ÙØ±Ù…ود اختراع كردند Ùˆ در اسناد Ùˆ ÙØ±Ù…انهاي دولتي بكار Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯ØŒ Ùˆ كارهاي درخشان ديگر بر دست وي Ø±ÙØª كه مجال Ø´Ø±ØØ´Ø§Ù† اينجا نيست. اهميت داريوش در هنر سازماندهي درست Ùˆ در انديشه بلند Ùˆ خلاقش Ùˆ طبع ظري٠ولي مردانهاش، كه باعث شد شاهنشاهي هخامنشي نجات يابد Ùˆ نيرو گيرد Ùˆ به اوج رسد. كارهاي شگر٠داريوش Ùˆ اÙكار متينش بر چنان شالوده ستبر Ùˆ دور انديشانهاي استوار بود كه با وجود جانشيناني ناكار ديده Ùˆ خودكامه، سازمانهايش تا دويست سال پاي برجا ماند Ùˆ آنگاه هم كه ÙØ±Ùˆ Ø§ÙØªØ§Ø¯ØŒ در سازمانهاي بعدي خودي Ùˆ بيگانه تاثير ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† كرد.
آماده كردن آرامگاه
اين شاهنشاه دلاور Ùˆ خردمند Ùˆ ÙˆÙØ§Ø¯ÙˆØ³Øª Ùˆ هنر پرور در 36 سال ÙØ±Ù…انروايي كرد Ùˆ در شصت Ùˆ چهار سالگي در نوامبر 489 Ù‚.Ù…. رخت از جهان بربست Ùˆ كالبدش را به آرامگاهي سنگي كه در «ÙƒÙˆÙ‡ نقشرستم» برايش كنده شده بود، آوردند، Ùˆ در يكي از نه قبري كه درون آرامگاه تعبيه شده، بدست ابديت سپرند. اين آرامگاه را به دستور خود او آماده كرده بودند. كتزياس، مورخ يوناني كه مدت چهارده سال پزشك درباري اردشير دوم (358-404 Ù‚.Ù….) بود، در اين باره مينويسد: «Ø¯Ø§Ø±ÙŠÙˆØ´ ÙØ±Ù…ان داد تا در «ÙƒÙˆÙ‡ دو تيغ» {= سه گنبدان = نقش رستم كنوني} آرامگاهي درآوردند. اين كار چنانكه خواسته وي بود، انجام شد. آنگاه بيارانش Ú¯ÙØª كه سر ديدن آرامگاه را دارد، Ùˆ نزديكترين كسانش وادارش كردند از انجام اين آرزو چشم پوشد، Ùˆ پيمان كردند كه خودشان به جاي وي Ø±ÙØªÙ‡ØŒ آن را بازديد كنند. آنان را مغاني كه بر ÙØ±Ø§Ø² صخره سنگي جاي Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ بودند با ريسمان به بالا كشيدند. اما ماراني چند بر بالاي صخره خزيدن Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ مغان با ديدنشان چنان ترسيدند كه بندها را رها كرده گريختند، Ùˆ ان بخت برگشتگان، نگونسار بر زمين Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù†Ø¯ Ùˆ جان باختند. داريوش به سوك Ùˆ اندوهي گران ÙØ±Ùˆ Ø±ÙØª Ùˆ Ø¨ÙØ±Ù…ود تا مغان تبهكار را به دژخيم سپرند.»
گروهي از Ù…ØÙ‚قان، Ø§ØµØ·Ù„Ø§Ø Ùوق را نه «Ù†Ø²Ø¯ÙŠÙƒØªØ±ÙŠÙ† كسان» بلكه «Ù¾Ø¯Ø± Ùˆ مادر» ترجمه كردهاند، Ùˆ Ú¯ÙØªÙ‡Ø§Ù†Ø¯ كه پدر Ùˆ مادر داريوش، كه ويشتاسپه Ùˆ رودگونه نام داشتند، در بازديد از آرامگاه وي كشته شدهاند. چون آرامگاه داريوش داراي نه (9) قبر است كه هر سه قبري را درون اطاقكي كندهاند، شايد بتوان Ú¯ÙØª كه در آغاز تنها يك قبر براي شخص داريوش آماده شده بوده است ولي با ÙØ±Ùˆ Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù† Ùˆ مردن دو تن از نزديكترين كسان داريوش (پدر Ùˆ مادرش ØŸ) وي دستور داده كه دو قبر ديگر هم كنار قبر اولي درآوردند، Ùˆ بعدها با از جهان Ø±ÙØªÙ† ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø§Ù†ÙŠØŒ Ùˆ يا بخاطر پيشبيني مرگ آنها، دستور داده شش قبر ديگر هم بدان اضاÙÙ‡ كنند. اين استنتاج را شكل Ùˆ موقعيت سه قبر اولي كه كاملاً مستطيلياند Ùˆ درست روبروي در آرامگاه كنده شدهاند Ù€ تأييد ميكند، چون قبور ديگر شكل تØÙˆÙ„ ÙŠØ§ÙØªÙ‡ØªØ±ÙŠ (تقريباً ذوزنقهاي) دارند Ùˆ دورتر از در آرامگاه (يعني در سمت Ú†Ù¾) واقعند Ùˆ معلوم است كه بعد از سه قبر نخستين تراشيده شدهاند. اما از سه قبر اولي كه در اطاقك روبروي در آرامگاه در آوردهاند، دو تاي نخستين داراي سرپوش صا٠و مستطيلي هستند در ØØ§Ù„يكه سومي سرپوش Ù…ØØ¯Ø¨ دارد Ùˆ Ø¸Ø±ÙŠÙØªØ± مينمايد. از اين جهت ما با اشميت همعقيدهايم كه داخليترين قبر اطاقك روبروي در آرامگاه، قبر داريوش بزرگ بوده است. هشت قبر ديگر آرامگاه نيز لابد مدÙÙ† نزديكترين خويشان داريوش بوده است.
علت كندن اينگونه آرامگاههاي سنگي
در دين ايرانيان باستاني، آب Ùˆ آتش Ùˆ خاك، سه Ø¢ÙØ±ÙŠØ¯Ù‡ مقدس اهورمزدا بوده Ùˆ مقام بلندي داشتهاند، از اين جهت آنان را به پليدي آلودن روا نميدانستند. وقتي كه جان را از تن بدر مي رود.كالبد سر شده Ùˆ اهريمني بر آن Ù†Ùوذ ÙŠØ§ÙØªÙ‡ØŒ پليدش مي كند.نمي توانسته اند مرده را بسوزانند، يا در آب اÙكنند. Ùˆ يا در خاك پنهاان سازند. پس ناچار راههاي ديگري ÙŠØ§ÙØªÙ‡ بودند. يكي «Ø®ÙˆØ±Ø´ÙŠØ¯ نگرشن» ياد (دخمه نشيني) بوده كالبد را بر بلندي Ùˆ يا در جايي پرت Ùˆ دور Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ (اين مكانها بعدا به دخمه شهرت ÙŠØ§ÙØª) مي گذرادند تا ØÙŠÙˆØ§Ù†Ø§Øª Ùˆ پرندگانن گوشتخوار به زودي گوشتش را پا كنند (يعني همانكاري كه مار Ùˆ مور Ùˆ كرمها در مدت زيادي با مرده بخاك سپرده مي كنند)،سپس استخوانها را مي گذرادند Ø¢ÙØªØ§Ø¨ بخورد Ùˆ پاك شود، آنگاه جمعشان كرده، در استخوان دان(= استودان،ستودان) مي گذردند از اين استودنها در گوشه Ùˆ كنار تخت جمشيد (مثلا در دامنه كوه در شمال شرقي صÙÙ‡) ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† ÙŠØ§ÙØª مي شود.اما راه ديگري اين بود كه كالبد را Ø´ÙƒØ§ÙØªÙ‡ØŒ قسمتهاي نرم را بيرون آوردند، Ùˆ با موم ويا انگبين Ùˆ مشك بيالايند Ùˆ به Ø§ØµØ·Ù„Ø§Ø «Ù…وميايي» كنند، Ùˆ در درون صندوقهايي از سنگ بگذارند(كه نه آب، نه آتش Ùˆ نه خاك، سر پا «Ù…ÙŠ ساختند»Ù…ثل آرامگاه كورش در پاسارگاد،اما بعد داريوش Ùˆ جانشينانش آرامگاههاي در سنگ كنده شده تهيه ديدند Ùˆ همه اين ها را به يك وضع ساختند كه مبين اعتقادات ديني آنان بود. اين رسم در دوره هاي بعدي كمابيش Ùˆ به صورتهاي مختل٠رواج داشت Ùˆ تا زمان آل بويه (سده دهم ميلادي) ادامه ÙŠØ§ÙØª. چنانكه قبور پادشاهان آل بويه در كوههاي ري نزديك تهران هم از زمره آرامگاههاي در سنگ در آورده شده بوده است.
توصي٠كلي آرامگاه
الÙ: كليات
آرامگاه داريوش بشكل صليبي با چهار شاخه مساوري در دل صخرهاي كه 60 متر ار ØªÙØ§Ø¹ دارد كنده شده است، ولي چون صليب هيچگونه نقشي در علائم Ùˆ مظاهر دوره هخامنشي ندارد، به يقين مي توانيم Ú¯ÙØª كه شكل آرامگاه داراي هيچ معني رمزي خاصي نيست. شيوه تراشيدن جبهه آرامگاه بدين ترتيب بوده است كه از بالاي صخرهرو به پايين سنگهاي برجسته را تا اندازهاي هموار كرده اند Ùˆ سپس از خطي 26 متر پائين تر از قله صخره، سينه كوه را در جبهه اي به وسعت 10./90 متر تراشيده Ùˆ 8.50 متر پائين Ø±ÙØªÙ‡ اند تا شاخه بالايي صليب تمام شده، آنگاه وسعت جبهه را دو برابر كرده، دو شاخه مياني را با Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ 7.63 متر كنده اند Ùˆ سپس به تراشيدن شاخه پائيني پراخته اند Ùˆ 6.80 متر ديگر پائين Ø±ÙØªÙ‡ اند ولي پيش از اينكه شاخه پاييني تمام شود، كار تراشيدن بكلي متوق٠گرديده است Ùˆ به همين دليل هنوز دندانههاي نتراشيده Ùˆ نيمه تمام در پائين جبهه ديده مي شود. بدين ترتيب Ø§Ø±ØªÙØ§Ø¹ كلي جبهه آرامگاه 22.93 متر مي باشد. شاخه بالايي آرامگاه يك آيين ديني Ùˆ يا شاهي را نمايش ميدهد.: شاهنشاه هخامنشي در جامه پارسي Ùˆ با كمان(اسلØÙ‡ ملي ايرانيان) بر روي سكويي سه پله اي ايستاده، آتش شاهي خويش را، كه بر آتشداني سه پله اي روبروي او مي سوزد نيايش مي كد. بر ÙØ±Ø§Ø² سر شاهنشاه، انسان بالداري كه مظهر ((ÙØ± كياني)) اوست، ØÙ„قه ÙØ±Ù…انروايي را براي داريوش مي آورد Ùˆ از گوشه راست صØÙ†Ù‡ØŒ هلالي با گوي بسيار نازك سر برآورده است. سكوهاي زير پاي پادشاه Ùˆ زير آتشدان، خود بر روي تختي بزرگ- كه اورنگ شاهنشاهي است- جاي دارند، Ùˆ سي تن از نژادگان قبايل شاهنشاهي هخامنشي اين اورنگ را بر سر دست Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ØŒ به سوي خانه ابدي داريوش مي برند. در دو سوي داريوش ياران Ùˆ نزديكان وي ايستاده اند. بر دو شاخه مياني، نماي كاخي با يك در نقش است كه به يقين مظهري از خانه ابدي Ùˆ آن جهاني شاهنشاه هخامنشي مي باشد، Ùˆ در اندازه Ùˆ معماري بسيار شبيه است به كاخ اختصاصي داريوش(مشهور به تچر) در تخت جمشيد. د يكتاي اين كاخ به دهليزي باز ميشود كه موازي با جبهه دو شاخه مياني صليب، بدرون كوه پيش ميرود Ùˆ سه اطاقك دارد كه هر كدام داراي سه قبر صندوق مانند مي باشند. اين نه قبر براي داريوش Ùˆ ((نزديك ترين كسان)) وي آماده شده بوده است. جبهه شاخه پاييني صليب بي نقش است Ùˆ دندانه هاي زمخت پاييني آن نشان ميدهد كه كار تراشيدنش ناتمام گذاشته شده است.
ب- نقوش شاخه بالايي
1- پيكر داريوش
چشمگيرترين قسمت نقش جبهه بالايي آرامگاه، پيكر تراشيده داريوش بزرگ است كه 70/2 متر بلندي دارد Ùˆ در سمت Ú†Ù¾ مجلس، به ØØ§Ù„ت نيم رخ Ùˆ رو به رو است، بر روي سكويي سه پله اي ايستاده است. وي تاجي كنگرهدار بر سر نهاده است Ùˆ ردايي بلند Ùˆ گشاد آستين Ùˆ پرچين Ùˆ شكن بتن كرده كه در اصل با رنگهاي درخشان تزيين شده بوده است، ÙƒÙØ´Ø´ ساده Ùˆ نيم تنه Ùˆ دامنش را كمربندي استوار ميدارد؛ ريشش را بلند Ùˆ ØÙ„قه ØÙ„قه ساخته Ùˆ مويش را پيچ در پيچ در پشت سر انبوه كرده Ùˆ آراسته است، Ùˆ ØÙ„قه اي از گوش (راست) آويخته Ùˆ دستبندهايي منقش بر Ù…Ú† دارد. وي با دست Ú†Ù¾ يك سر كماني پارسي را Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است Ùˆ آن را عمودي به گونه اي ØÙ…Ù„ مي كند كه سر ديگرش بر پشت پاي چپش جاي دارد. دست راست شاهنشاه نيايشگرانه جلو آمده Ùˆ با ÙƒÙ Ùˆ انگشتان باز به سوي آتش شاهي Ùˆ ÙØ± شاهي دراز گشته است. كمان اسلØÙ‡ ملي ايرانيان بوده Ùˆ شاهنشاه هخامنشي به عنوان Ù…Ø¯Ø§ÙØ¹ ايرانيان به كمان وري خود مي باليده است. در زمره چيزهاي گرانبهايي كه در آرامگاه كورش بزرگ گذارده بودند، كمان سكايي او بود؛ روي سنگ تراشي بيستون Ùˆ بر نخستين سكه هخامنشي نيز داريوش كمان به دست نقش شده است، Ùˆ در كتيبه خودش بر روي همين ارامگاه نيز، به هنر كمانگيري خود مي تازد.
2- آتشدان
روبروي پادشاه، ((آتش شاهي)) وي بر ÙØ±Ø§Ø² آتشداني ÙØ±ÙˆØ²Ø§Ù† است، هر يك از پادشاهان هخامنشي ( Ùˆ به تبعيت از آنان، پادشاهان بعدي ايران كهن) ((آتش شاهي)) داشتند كه بر ÙØ±Ø§Ø² آتشداني (از سيم) در جنگها Ùˆ در مواقع مهم در پيشاپيش آنها برده ميشد . اين « آتش شاهي » يقيناً بهنگام تاجگذاري يك شاهنشاه هخامنشي Ø§ÙØ±ÙˆØ®ØªÙ‡ مي شد Ùˆ تنها در موقع مرگش خاموش مي گشت Ùˆ اين نشانه خاموش شدن چراغ عمر وي بود . پس از بر تخت نشستن شاه نو ØŒ آتش ويژه وي مي Ø§ÙØ±ÙˆØ®ØªÙ†Ø¯ . اين « آتش » شاهي استكه درميان پادشاهان پارس بعنوان ميراث هخامنشيان نگهداري مي شده است . Ùˆ بر روي سكه هايشان نقش مي گشته ØŒ Ùˆ همين آتش شاهي است كه بعدها ساسانيان زنده كردند Ùˆ هر كدام به نيايش آن بيشتر كوشيدند . آتشدان شاهي ساقه اي تقريباً مكعب مستطيلي دارد كه در آن طاقچه اي كنده اند ØŒ Ùˆ زيرش سكويي با سه پايه مكعبي يكي كوچكتر از ديگري Ù€ نهاده اند . اين آتشدان با ØªÙØ§ÙˆØªÙ‡Ø§ÙŠÙŠ Ø¬Ø²ÙŠÙŠ در همه نقوش جبهه آرامگاههاي هخامنشي تكر شده است Ùˆ روي مهرهاي آندروه نيز ديده مي شود .
3- « ÙØ±ÙƒÙŠØ§Ù†ÙŠ »
بالاي صØÙ†Ù‡ ØŒ نيم تنه شاهنشاه را Ù€ با همان Ù…ØØ§Ø³Ù† Ùˆ جامه Ù€ نموده اند كه ØØ§Ù„ت نيمرخ ( اما رو به سمت Ú†Ù¾ ØŒ مقابل نقش شاهنشاه كه بر پاي ايستاده ) دارد Ùˆ از دو ØÙ„قه Ù…ØªØØ¯Ø§Ù„مركز بيرون آمده است Ùˆ دست راست را به نشانه بركت ØŒ كمي بالا آورده Ùˆ با ÙƒÙ Ùˆ انگشتان باز به جلو دراز كرده است Ùˆ با دست ديگر ØÙ„قه پادشاهي را Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است. به آن دو ØÙ„قه Ù…ØªØØ¯Ø§Ù„مركز ØŒ تنه عقابي با دو بال بزرگ گشاده كه شاهپرها Ùˆ پرهاي موازي دارد ØŒ Ùˆ با دم بزرگ Ùˆ پاهاي آويزان ØŒ وصل است كه با نيم تنه شاهنشاه مجموعا يك « انسان بالدار » تشكيل مي دهد . ØÙ„قه بالدار اصلا از مصر آمده ØŒ Ùˆ بسياري از ملل آسياي غربي آن را Ù¾Ø°ÙŠØ±ÙØªÙ‡ اند . در مصر اين علامت ØŒ نشانه هوروس Ù€ خداي Ø¢ÙØªØ§Ø¨ Ù€ بوده است بنابر تازه ترين بررسيها ØŒ اين عالمت د رهنر آشوري ØŒ مظهر « قدرت شاهي »Ùˆ « شخص شاه » بشمار Ù…ÙŠØ±ÙØªÙ‡ است Ùˆ اينكه ميگويند نمودار «Ø¢Ø´ÙˆØ± »Ø®Ø¯Ø§ÙŠ Ø¬Ù†Ú¯ Ùˆ پشتيبان ممكلت آشور بوده ،عقيده ايست ـبسيار رايج اما مبتني بر ØØ¯Ø³ Ùˆ ÙØ±Ø¶ÙŠØ§Øª ØŒ Ùˆ دليل استواري ندارد . بر عكس ØŒ چون انسان بالداري كه گاهي بصورت يك كماندار از وسط ØÙ„قه بالا آمده است ØŒ بر ÙØ±Ø§Ø² سر پادشاه در ØØ§Ù„ت جنگ يا كشار يا ØØ±ÙƒØª Ùˆ يا بزم Ùˆ غيره در پرواز است ØŒ ØØ§Ù„ت Ùˆ شكل Ùˆ جامه خود پادشاه آشور را در بر دارد ØŒ ميتوان يقين كرد كه آن «Ù…ظهر شاهي »Ø´Ø§Ù‡ آشوري بوده است . غربيان از صد سال پيش عادت كرده اند كه انسان بالدار Ùˆ يا ØÙ„قه بالادار نموده شده در هنر هخامنشي را «Ù…ظهر اهورمزدا» بخوانند ØŒ Ùˆ پارسيان مزدا پرست در برابر اين ÙØ±Ø¶ÙŠÙ‡ ناباب ØŒ به ÙØ±Ø¶ÙŠÙ‡ اي ديگر توسل جسته ØŒ آن را «ÙÙØ±ÙˆÙ‡ÙŽØ±Ù’» خوانده اند . ليكن هر دو ÙØ±Ø¶ÙŠÙ‡ اساسي ندارد. هرودتوس Ùˆ ديگر نويسندگان كهن به ما ميگويند Ù‡ ايرانيان آغاز دوره هخامنشي نقوش Ùˆ مجسمه خدايانشان را نمي ساختند ØŒ Ùˆ يونانيان را مسخره مي كردند كه خدايان خود را « مي سازند » . از سوي ديگر ØŒ هر ØØ§ كه اهورمزدا در هنر ايراني نموده شده ( مثلاً بر روي سنگ تراشيهاي نمرود داغ ØŒ در نقش رستم Ùˆ نقش رجب Ùˆ غيره ) ØŒ وي همواره بصورت يك پيشواي دين مزدايي است يعني شاخه هاي مقدس بَرْسَم به دست دار ولي اينجا از شاخه بَرْسَم خبري نيست بلاوه ØŒ ØÙ„قه بالدار معمولاً بهمراه نقش جانواران Ùˆ يا Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ عادي آمده است در ØØ§Ù„يكه « انسان بالدار» معمولاً با شخص شاه رابطه دارد ØŒ Ùˆ گاهي اوقات دو سرباز هخامنشي را مي بينيم كه خودشان زير سايه « ØÙ„قه بالدار »Ø¬Ø§ÙŠ Ø¯Ø§Ø±Ù†Ø¯ØŒ اما يك «Ø§Ù†Ø³Ø§Ù† بالدار» را در ميان Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ ØŒ پاسباني مي كنند . بدين جهات ØŒ اين دو علامت نمي توانند مظهر اهورامزدا باشند . اما دلايل آنان كه ميگويند اينها ÙØ±ÙˆÙ‡Ø± – يك نوع همزاد Ùˆ اصلا" روان در گذشتگان – پادشاهان را مي رسانند ØŒ نيز پايه اي ندارد . اولا" خود كلمه ÙØ±ÙˆÙ‡Ø± مونث است Ùˆ اگر مي بايستي ÙØ±ÙˆÙ‡Ø±ÙŠ Ø±Ø§ نشان دهند لابد بصورت ماده مي بايست باشد بعلاوه اگر قرار است ÙØ±ÙˆÙ‡Ø± كسي يا چيزي همزاد Ùˆ همانند او باشد ØŒ بايستي ÙØ±ÙˆÙ‡Ø± سرباز ØŒ را بصورت سرباز ØŒ ÙØ±ÙˆÙ‡Ø± شير Ùˆ گاو را بصورت شير Ùˆ گاو Ùˆ ÙØ±ÙˆÙ‡Ø± درخت را درخت بنمايانند ØŒ در ØØ§Ù„يكه هيچگاه چنين نيست ØŒ Ùˆ همواره ØÙ„قه بالدار Ùˆ يا انسان بالدار با نقوش گوناگون مي آيند Ùˆ اينها نيز ÙØ±ÙˆÙ‡Ø± همه موجودات نمي توانند بود . پس ØÙ„قه Ùˆ انسان بالدار مظهر ديگري بوده است . در ايران باستان به نيروي ايزدي به نام ÙØ± ( اوستاي خورنه اعتقاد داشتند كه اصلا" چيز نيك Ùˆ خواسته خوب Ùˆ دلپذير ) معني مي داده است Ùˆ بتدريج Ù…Ùهوم بخت نيك خداداده Ùˆ تائيد الهي Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . نياكان ما دو دو نوع ÙØ± مي شناخته اند : يكي ÙØ± كياني = ÙØ± شاهي كه ويژه شاهان راست كردار Ùˆ نيك پندار Ùˆ نژاده ايراني بوده است Ùˆ در اوستا بارها ستوده شده Ùˆ ديگري ÙØ± ايراني كه ويژه ايرانيان بطور كلي بوده است . در دوره هخامنشي ÙØ± كياني همواره با بال رابطه داشته Ùˆ بصورت شاهي بالدار تصور مي شده است ØŒ Ùˆ نشان شهرياري هخامنشيان عقاب زرين گشاده بالي بوده است كه بر Ø¯Ø±ÙØ´ شاهنشاهي ايران دوخته بودند Ùˆ همين Ø¯Ø±ÙØ´ عقاب است كه شاهان پارس بعنوان وارثان هخامنشيها علامت شاهي خود ساخته Ùˆ بر روي سكه هايشان نقش كرده اند . در اوستا نيز ÙØ± كياني بصورت مرغي از خانواده شاهين توصي٠گشته است Ùˆ در شاهنامه ÙØ±Ø¯ÙˆØ³ÙŠ Ø¨Ø´ÙƒÙ„ باز مجسم شده . با آمدن اسكندر به ايران (تي كي ) ÙØ±Ø´ØªÙ‡ نيكبختي Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ Ùˆ شهرها در آيين يوناني با ÙØ± يكسان دانسته شد ( همچنانكه زئوس را با اهورامزدا Ùˆ آپولو را با ميترا يكسان شمردند) Ùˆ بر روي يك سكه اسكندر وي را مي بينيم كه كلاه شاهان ايراني تياران Ø§ÙØ±Ø§Ø´ØªÙ‡ بر سر دارد ØŒ Ùˆ يك تي كي كه درست جاي انسان بالدار هخامنشي نشسته است . Ø¨Ø±ÙØ±Ø§Ø² سرش پرواز مي كند Ùˆ ØÙ„قه شاهي را برايش مي آورد . بر روي سكه هاي اشكانيان نيز ÙØ± كياني را مي بينيم كه بصورت تي كي نمودار گشته است Ùˆ در سنگ تراشيهاي ساساني نيز همين ÙØ±Ø´ØªÙ‡ نيكبختي است كه ØÙ„قه شاهي را براي ساسانيان مي آورد . با اين قراين شكي نمي ماند كه انسان بالدار نقوش هخامنشي همسان تي كي دوره هاي بعد ÙØ± كياني است Ùˆ براي همين است كه همواره با پادشاهان سر Ùˆ كار دارد Ùˆ وقتي كه دو سرباز آن را نگهباني مي كنند در ØÙ‚سقت شاهي ايراني را پاسباني مي كنند . از سوي ديگر چون ØÙ„قه بالدار معمولا" با ايرانيان Ùˆ يا اموال ايرانيان رابطه دارد مي توان Ù¾Ø°ÙŠØ±ÙØª كه آن ÙØ± كياني را نشان مي دهد Ùˆ نه چيز ديگري را . بنابراين ما در اين كتاب همه جا انسان بالدار را ÙØ± كياني مي خوانيم Ùˆ ØÙ„قه بالدار را ÙØ± ايراني .
4- ماه
در گوشه بالايي سمت راست صØÙ†Ù‡ Ùˆ هم Ø³Ø·Ø Ø¨Ø§ «Ùركياني» داريوش، ماهي را نمودهاند كه هلالي درشت Ùˆ آويخته دارد Ùˆ درون شكم Ùˆ بالاي آن را قرصي نازك پوشانيده است. اين علامت، همانند ماه در هنر آشور است كه علامت سين، خداي ماه، ميبوده، Ùˆ هلال آن ثابت ميكند كه برخلا٠عقيده عامه، علامت خورشيد نميباشد. بعلاوه اين هلال روبه پايين Ùˆ قرصدار در آسمان ايران نمودار شبهاي بيستم تا بيست Ùˆ دوم ماه ميباشد، Ùˆ ممكن است به رمز، زوال عمر داريوش را بنماياند. اما برابر بودن آن با «Ùركياني» مبين اهميت خاص آن است. چنين مينمايد كه ايرانيان باستان گاهي ماه را علامت نيروي كشور خود Ùˆ به عبارت ديگر «Ùر ايراني» ميدانستهاند، Ùˆ اين موضوع از داستاني كه هردوتوس آورده است، بخوبي بر ميايد: Ø¨Ú¯ÙØªÙ‡ وي بهنگام لشكركشي خشايارشا به يونان يك خورشيدگيري روي داد كه مايه ترس او Ùˆ لشكريانش شد. موبدان اين روي داد را چنين تعبير كردند كه روزگار يونانين تباه خواهد شد، چونكه خورشيد علامت شهرهاي آنان است در ØØ§Ù„يكه ماه علامت ايرانيان ميباشد Ùˆ براي اينان پيروزي ميآورد. بدين قرار، شايد بتوان Ú¯ÙØª كه ماه را در اينجا روبهزوال نمودهاند تا به اشاره بÙهمانند كه با ÙØ±ÙˆÙ…اندن چراغ عمر داريوش «Ø¨Ø®Øª» ايران نيز روزي چند روي ميپوشاند Ùˆ با جلوس شاهنو (خشايارشا)ØŒ باز طلوع ميكند. بهر ØØ§Ù„ ماه با پادشاهان ايران رابطه ويژهاي داشته Ùˆ در دوره ساساني، شاهنشاه خود را گاهي « برادر ماه Ùˆ خورشيد» مي خوانده است.
5- سنگ نوشته الÙ
در سمت Ú†Ù¾ مجلس، پشت سر داريوش، دو سنگنبشته ميخي كندهاند. آنكه درست پشت سر پادشاه است، به زبان Ùˆ خط ÙØ§Ø±Ø³ÙŠ Ø¨Ø§Ø³ØªØ§Ù† ميباشد Ùˆ 60 سطر دارد Ùˆ آنكه در كنار صØÙ†Ù‡ است كوتاهتر شده Ùˆ به زبان Ùˆ خط عيلامي ميباشد؛ اما مضمون هر دو متن كما بيش يكسان است Ùˆ هر دو مشهورند به سنگ نوشته داريوش در نقشرستم بنشان ال٠(=DNa). همچنانكه خواهيم ديد، ØØ±ÙˆÙ اين سنگ نبشتهها به رنگ آبي مزين شده بود، پيداست كه بر زمينه سÙيد خاكستري نام سنگ كوه جلوه خاصي ميداشته است. داريوش در اين سنگ نوشتهها نخست اهورمزدا را نيايش ميكند كه Ø¢ÙØ±ÙŠØ¯Ú¯Ø§Ø± موجودات است Ùˆ به اراده اوست كه شهرياري بدست داريوش Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ØŒ سپس خود Ùˆ تبار خويش را ميشناساند Ùˆ قبايلي را كه ÙØ±Ù…انبردارش بودند؛ Ùˆ اشاره ميكند كه وي از آن جهت پادشاه شده كه همه كارها را بتأييد Ùˆ با توكل به خداي بزرگ اهورمزدا انجام داده است، Ùˆ زنهار ميدهد: مباد كسي كه ÙØ±Ù…ان اهورمزدا Ùˆ راه درستي را رها كند Ùˆ راه دروغ Ùˆ ÙƒÚ˜ÙŠ در پيش گيرد. اين كتيبه را همواره بعنوان شرØÙŠ Ø¨Ø± تصوير منقوش بر جبهه آرامگاه Ù€ يعني شاه بزرگ Ùˆ اورنگ برانش Ù€ انگاشتهاند Ùˆ در آن اين اشاره آمده است:
«Ø§ÙŠÙ†Ùƒ اگر تو بيانديشي كه: «Ú†Ù†Ø¯Ù†Ø¯ كشورهايي كه داريوش شاه دارد؟» پيكرهايي كه اورنگ (شاهي) را ميبرند، بنگر»
با اين سخن ميخواستهاند كه نقش مزبور نه تنها در مورد شماره پيكرها، بلكه در باب تمايز نژادي يكيك آنان نيز مستند باشد.
6- اورنگ بران
اورنگ شاهي (به ÙØ§Ø±Ø³ÙŠ Ø¨Ø§Ø³ØªØ§Ù† گاث، در شاهنامه ÙØ±Ø¯ÙˆØ³ÙŠ Ú¯Ø§Ù‡)ØŒ تخت بسيار بزرگ Ùˆ شكوهمندي بوده است كه ØµÙØÙ‡Ø§ÙŠ مستطيلي داشته، Ùˆ پايههايش بصورت ساق Ùˆ Ù…Ú† Ùˆ ك٠شير ميبوده كه برگويهاي خراطي شده Ùˆ مضاع٠استوار ميباشد Ùˆ سر پايهها بشكل نيم تنه شيري غران Ùˆ شاخدار بوده است؛ لبههاي تخت برآمده Ùˆ ستبر Ùˆ مزين به نقوش گلبرگهاي عمودي Ùˆ موازي بوده است Ùˆ كلا٠تخت نقش ØÙ„قههاي مضاع٠و رشتههاي پيچ در پيچ داشته، دو رده از «Ø§ÙˆØ±Ù†Ú¯ بران» تخت شاهي را بر سر دستها Ú¯Ø±ÙØªÙ‡Ø§Ù†Ø¯. همه آنان Ù…Ø³Ù„ØØ§Ù†Ø¯ØŒ Ùˆ همه آنان با دقتي كه ميتوان Ú¯ÙØª علمي است، از يكديگر متمايز شدهاند Ùˆ بعلاوه با پهلو نبشتههائي مانند «Ø§ÙŠÙ†Ø³Øª پارسي»ØŒ «Ø§ÙŠÙ†Ø³Øª مادي» Ùˆ غيره ... معرÙÙŠ گشتهاند. سر همه از نيمرخ نمايانست، ولي بازو تا كمرشان از روبرو، Ùˆ پايين تنهشان بوضعي كه هر دو ØØ§Ù„ت ديد را در خور ادغام كرده است، Ùˆ پايهشان دوباره موكدانه از نيمرخ نموده شده. چنين ميبرميايد كه اورنگ بران ØØ§Ù„ت ايستاده دارند نه ØØ§Ù„ت ØØ±ÙƒØª. نمودن انها در دو رده بالا Ùˆ پايين براي اينست كه ميخواستهاند دو ص٠از اورنگ بران را كه دو لبه تخت را بر سر دستها داشتهاند، بنمايانند، ولي چون هنوز به علم مناظر Ùˆ مزايا (پرسپكتيو) در پيكرنگاري Ùˆ پيكر تراشي آشنائي نداشتهاند، آنا را در دو ص٠بالاي همديگر نشان دادهاند. دو Ù†ÙØ± ديگر، يكي در سمت راست Ùˆ يكي در سمت Ú†Ù¾ منقوشند Ùˆ عموماً تصور ميرود كه اينها را پس از آنكه Ø·Ø±Ø Ùˆ پرداخت كلي نقش جبهه آرامگاه تمام شده بود، تراشيدهاند، اما اين Ø§ØØªÙ…ال را هم ميتوان داد كه ميخواستهاند اورنگ بران را در گروه مركب از عدد Ù‡ÙØª يعني 14 (7*2) نشان دهند، زيرا عدد Ù‡ÙØª در ميان باستانيان Ùˆ منجمله هخامنشيان تقدس خاصي داشته است، از اين جهت شايد بيرون گذاشتن دو تن از «Ø§ÙˆØ±Ù†Ú¯ بر