ایرونا سیر برگذار کننده انواع تور های داخلی (تور مشهد و ... )

09198014097
02166320673
09194931590
02166320674
09194931580
02166758500
منو

تنگ بلاغی شیراز

تازه های ناشناخته ۱۳۹۷/۰۸/۰۱
  1. ایرونا سیر
  2. مقالات
  3. تنگ بلاغی شیراز

استان فارس از پهناور ترین استان های ایران می باشد که یکی از شهرهای آن شیراز می باشد شعر و ادب شهری تاریخی معروف جهانی که توریست های زیادی از تمام نقاط جهان دارد یکی از مناطق دیدنی این شهر تنگه بلاغی است .

تنگ بلاغي در جنوب غربي مجموعه ميراث جهاني پاسارگاد قرارگرفته که نزديک به 18 کيلومتر طول دارد و به عنوان يکي از قديميترين گذرگاه هاي فارس به شمار مي آيد. در اين تنگه رود پلوار جريان دارد که اهميت تاريخي و طبيعي تنگه وابسته به همين جريان آبي مي باشد. از نگاه طبيعي تنگ بلاغي پوشيده از درختان گوناگون و کهنسالي است که قدمت گونه¬ اي از آنها همانند درخت بنه به چند هزار سال مي رسد. این تنگه در دوران هخامنشی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و مراکز امپراطوری هخامنشیان را به یکدیگر متصل می ساخته است.

اين تنگه تا چندين سال پيش به عنوان يک شکارگاه مطرح بود و گونه هاي حيوانات و پرندگان وحشي در گوشه و کنار تنگه به چشم مي خورد که اکنون کمتر اثري از آنهاست. همين ويژگي ها موجب شده که تنگ بلاغي از گذسته دور تاکنون مورد توجه انسان ها قرار گيرد.

تنگ بلاغی در جنوب غربی پاسارگاد

در مورد نام اين تنگ بايد گفت، کلمه بلاغي يک کلمه ترکي و به معناي سر چشمه يا چشمه است که مردم اين منطقه در روزگاران گذشته بر آن نام نهاده اند. از اين دره رودخانه پلوار (بلاغي يا سيوند) که سرچشمه آن در کنار روستايی به نام قصر يعقوب در حدود50 کيلومتري شمال پاسارگاد سرچشمه مي گيرد و پس از گذر از تنگ بلاغي، دشت سعادتشهر، سيوند و جلگه مرودشت در جنوب شهرستان مرودشت به رودخانه کر مي پيوندد. رودخانه بلاغي (سيوند) از وسط تنگ بلاغي مي گذرد و اين دره را به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم کرده است.

وجود اين رودخانه که در کتاب فارسنامه ابن بلخي مورخ قرن چهارم هجري به نام پلوار معروف است. بررسي باستان شناسي که طي چند سال گذشته انجام گرفت نزديک به 140 محوطه و اثر از دوره هاي مختلف را معرفي کرد که قدمت گونه اي از آثار شناسايي شده در تنگه مربوط به دوره فرا پارينه سنگي است. از دوره هاي ديگر نيز محوطه ها و آثاري شناسايي شده که داراي اهميت فراواني مي باشند، همانند دوره نو سنگي، آغاز روستا نشيني (جري، مشکي، باکون) و دوره هاي تاريخي هخامنشي،اشکاني، ساساني و دوره اسلامي تا کنون.

تعدادي از اين محوطه ها پيش از آبگيري سد سيوند مورد کاوش باستان شناسي قرار گرفتند که آثار ارزشمندي از محوطه هاي کاوش شده بدست آمد. از جمله چندين محوطه دوره پيش از تاريخ (باکون) کاوش شد که کوره سفال پزي، بقاياي معماري، تدفين، ظروف سفالي و تعدادي اشياء سنگي و گلي ازجمله آثار بدست آمده از اين محوطه ها بودند. آثار بدست آمده از اين محوطه. نزديک به 7000 سال قدمت داشتند که کوره هاي سفال پزي و تدفين هاي يافته شده در محوطه ها از مهمترين يافته هاي باستان شناسي ايران و جهان به شمار مي آيند.

بر اساس بررسي هاي صورت گرفته در تنگ بلاغي (از پوزه کوه کوچک در شمال تا روستاي رحمت آباد در جنوب تنگ بلاغي) تاکنون بيش از 140 اثر باستاني از دوره پيش از تاريخ تا دوره اسلامي شناسايي شده است. اگرچه بيشتر قسمت هاي تنگ بلاغي داراي نام محلي بود ولي به دليل کثرت آثار، بيشتر محوطه ها با شماره نام گذاري شدند.

آثار شناسايي شده در تنگ بلاغي

تاکنون بر اساس بررسي¬هاي انجام شده در تنگ بلاغي آثار متعددي از دوره پيش از تاريخ تا دوره اسلامي در تنگ بلاغي شناسايي شده است. که هريک را بر اساس قدمت آنها مورد بررسي باستان شناسي قرارخواهيم داد.

آثار دوره مياني پارينه سنگي در بستر رودخانه پلوار و دره هاي کوچک در کوه¬ هاي تنگ بلاغي ، مايکل روزنبرگ در بررسي  هايی که در دشت مرودشت خصوصاً حوزه رودخانه کَر انجام داده از شناسايي 328 محوطه باز با تک يافته هايی از دوره مياني پارينه سنگي نام مي برد که در آنها فقط يک عدد ابزار سنگي پيدا شده است که بر اساس مطالعات انجام شده اين دست افزارها احتمالاً داراي قدمتي بين 250000 هزار سال تا 40000 هزار سال هستند. در حوزه رودخانه پلوار(سيوند) که شاخه اي از رود کر است و همچنين در دره هاي مجاور تک يافته هاي از اين دوران بدست آمد.

تنگ بلاغی شیراز

آثار دوره پارينه سنگي جديد و فرا پارينه سنگي در غارها و پناهگاههاي صخره اي

تاکنون دربررسي کامل تنگ بلاغي بيش از 45 غار و پناهگاه صخره اي شناسايي شد که 15عدد از آن داراي دست افزارهاي سنگي مربوط به اين دوره مي باشد. قدمت اين غارها به هشت هزار سال تا دوازده هزار سال قبل مي رسد .

تپه ها و محوطه هاي پيش از تاريخ

(محوطه هاي داراي فرهنگ مشکي، باکون و لپويي) در بررسي هاي صورت گرفته در تنگ بلاغي تاکنون 4 محوطه شامل محوطه شماره 73 (احتمالاً داراي فرهنگ، مشكي، لپويي و باکون) محوطه شماره91 (داراي فرهنگ باکون)، محوطه شماره119(داراي فرهنگ باکون)، محوطه131(فرهنگ باكون) و تپه رحمت آباد (داراي فرهنگهاي مشکي، باکون از هزاره ششم تا چهارم ق. م) شناسايي شد. در بررسي دوباره تنگ بلاغي محوطه اي كوچکك شناسايي شد كه داراي سفال آغاز نگارش (هزاره3و2ق.م) است اين محوطه با شماره 132 معرفي شد.

تنگ بلاغي حدود 4 هزار سال پيش به دلايل نامعلومي خالي از سکنه مي شود (دليل اين ادعا عدم کشف آثار فرهنگي حد فاصل دوره پيش از تاريخ "استقرار در روستاها" تا دوره هخامنشي يعني حدود2500سال)، بعد از اين وقفه طولاني دوباره زندگي در تنگ بلاغي در دوره هخامنشي از سر گرفته مي شود.

آثار دوره هخامنشي

کنده کاري هاي موسوم به راه شاهي در سمت راست رودخانه پلوار

تاکنون 9 قسمت از اين کنده کاري ها به صورت مجزا از هم در خطي به طول حدود 5/4 کيلومتر شناسايي شده که بزرگترين قسمت آن بنام دختر بر (با طول250متر وعرض تا20/2مترو ارتفاع قسمت کنده شده بيش از 10 متر است ) معروف است. ساير قسمت هاي مختلف نيز داراي طول بين 4 تا 89 متر و عرض بين 20/1تا20/2 متر مي باشد.

در مورد کاربرد اين کنده کاري ها نظريات مختلفي توسط برخی از باستان شناسان نظير هرتسفلد، علي سامي، استروناخ، شاپور شهبازي و رمي بوشارلا ارائه شده است؛ برخي آن را راه ارتباطي بين پاسارگاد و تخت جمشيد مي دانند و برخي آن را کانال آب رساني براي آبياري زمين هاي مزروعي جنوب تنگ بلاغي و حتي دشت سعادتشهر مي دانند، گروهي نيز دو کاربرد فوق را براي آن در نظر گرفته اند.

کنده کاري هاي موسوم به راه شاهي از آن نظر براي ما اهميت دارد که اولاً  در نوع خود در ايران و حتي جهان بي نظير است و در ثاني يک بناي عام المنفعه مي باشد. به هرحال تمام قسمت هاي کنده کاري هاي موسوم به راه شاهي براساس شواهد و مدارکي هرگز به مرحله بهره برداري نرسيده است.

کنده کاري هاي سمت چپ رودخانه

در سمت چپ تنگ بلاغي و در خطي به طول بيش از 5/6 کيلومتر 16 کنده کاري کاملاً مجزا شناسايي شد که تاکنون هيچگونه گزارشي در مورد آن ارائه نشده است.اين کنده کاري ها از شمالي ترين نقطه رشته کوه کوچکک در ابتداي تنگ بلاغي شروع شده وتقريباً تا وسط تنگ بلاغي ادامه يافته است.طول بزرگترين قسمت کنده کاري بيش از 150متر و عرض آن60 سانتيمتر تا 30/1متراست. کنده کاري هاي قسمت چپ رودخانه نيز همچون قسمت راست داراي لبه بيروني (اصطلاحاً جان پناه) تا ارتفاع 5/1متر است. در مورد کاربرد آن بايد گفت که از آن احتمالاً به دلیل عرض کم فقط به عنوان کانال هدايت آب براي رساندن آب به زمين هاي جنوب تنگ بلاغي و محوطه هاي هخامنشي استفاده شده است.

 تپه ها (محوطه هاي گسترده) هخامنشي

از آثار ديگر دوره هخامنشي درتنگ بلاغي، تپه هاي باستاني ( محوطه هاي گسترده ) است. تاکنون چند محوطه در تنگ بلاغي شناسايي شد که داراي سفال شاخص دوره هخامنشي مي باشد.

از مهمترين نتايج حفاري کشف يک روستا از دوره هخامنشي است که با کاوش در آن برخي از زواياي تاريک زندگي مردم عادي در دوره هخامنشي آشکار شد.در محوطه ای که به نام محوطه ساساني معرفي شده بود، آثاري از يک سازه معماري با پي سنگي عريض شناسايي شد که مربوط به دوره هخامنشي مي باشد.

کوشک داريوش

يکي از مهمترين محوطه هاي باستان شناسي که در تنگ بلاغي شناسايي و مورد کاوش قرار گرفت، کوشک داريوش مي باشد که در سمت شرق رودخانه و در شمال صخره اي عظيم بنام تنگ تيرانداز قرار دارد. متاسفانه در سال هاي قبل قسمتي از اين محوطه ارزشمند به وسيله ماشين آلات راه سازي به شدت تخريب شده بود. کاخ داراي يک تالار مرکزي با ته ستون هاي مکعبي شکل بود که در خلال حفاري دو ستون آن در جا بودند و بيرون آورده شدند. ايوان غربي که رو به رودخانه بوده، قسمت زيادي از آن تخريب شده بود و در خاک هاي حاصل از تخريب يک ته ستون زنگوله شکل با تزئيناتي به شکل برگ نخل با شال ستون آن کشف شد. علاوه بر اين در اين کاخ قسمتي از ديوار و روي کاهگل آن رنگ شده بود. از مواد فرهنگي بدست آمده از آن مي توان به چشم هاي مصنوعي و سفال هاي شاخص آن نام برد.

 گورستان هاي فرا هخامنشي

از ديگر آثار شناسايي شده در تنگ بلاغي قبور درون خاک مي باشد که براي اولين بار درتنگ بلاغي شناسايي شد. اين قبور بنام گورهاي خرسنگي نام گذاري شد. فرم ساخت اين قبور به صورت اشکال هندسي نامنظم و منظم مانند دايره اي و مستطيلي است که در ساخت آن بيشتر از سنگ هاي بزرگ به ابعادي با ميانگين (1*1متر) استفاده شده است و به همين خاطر، اين قبور به گورهاي خرسنگي نامگذاري شده اند.

در ساخت اين گورها ابتدا جسد را در چاله اي به عمق نيم متر تا20/1 در ابعاد اندکي بيش از 1*1 متر به صورت دست پا جمع (جنيني) در جهات مختلف دفن کرده و در کنار آنها اشيائي نظير مهره تزييني، گوشواره براي زنان و خنجر و سرپيکان و سرنيزه براي مردان مي گذاشتند و روي آن را با خاک پوشانده و سنگچيني با قطرهاي متفاوت بين 5/1تا 5 متردر اطراف آن مي چيدند به طوري که بيش از نيمي از اين سنگ ها در خاک و نيمي ديگر بيرون از خاک است و بعد گذر قرن ها هنوز هم قابل مشاهده هستند.

با توجه به شواهد موجود، تقريباً تمام اين قبور در دامنه کوه ها و در ميان دره هاي غير قابل کشت قرار دارند و با توجه به همين نکته احتمالاً صاحبان اين قبور داراي اعتقادات زرتشتي بوده و بازماندگان اين اموات اصول دين زرتشت پيامبر را که همانا پاک نگه داشتن خاک حاصلخيز(خاک، آتش، باد و آب از عناصر اربعه پاک در دين زرتشت است) از هرگونه نجاست ( در دين زرتشتي مرده نجس مي باشد) را مراعات کرده اند .

تاريخ گذاري دقيق اين قبور هنوز کاملاً مشخص نشده است ولي بسياري از باستان شناسان معتقداند که اين قبور مربوط به دوره فرا هخامنشي تا دوره ساساني مي باشد.

از اين نوع قبور در تنگ بلاغي به تعداد زيادي وجود دارد و براي اولين بار در تنگ بلاغي مورد کاوش باستان شناسي قرار گرفت. بر اساس آخرين مطالعات صورت گرفته، در اين قبور جسد به  دو صورت جنيني و تدفين ثانويه دفن شده اند. از مواد فرهنگي مکشوفه از اين قبور مي توان به مهرهاي از جنس عاج و فيروزه و اشياء فلزي نظير سر پيکان، سر نيزه، گوشواره مفرقي، النگوي آهني، خنجر آهني اشاره کرد که از بعضي از قبور کشف شده اند.

مرز سنگچين

در تنگ بلاغي و کوهاي مجاور آن آثار و بقايايي سنگچيني به طول بيش از 9کيلومتر در دشت بلاغي و 35کيلومتر در روي کوه هاي شمالي کوچکک ديده مي شود. از اين نوع سنگچين درساير قسمت هاي استان فارس مانند شمال تخت جمشيد (بين بارو و آرامگاه اردشير 2)، بين فراشبند و فيروزآباد، بين کامفيروز وبيضاء، غرب ارسنجان و در کوههاي شمالي بيشاهپور کازرون نيز به صورت منقطع ديده مي شود.

طولاني ترين قسمت از غرب ارسنجان شروع شده و بعد از گذر از روي کوه هاي سرپنيران و کوه هاي کوچکک در نزديکي پاسارگاد وارد دشت شده و در يک خط مستقيم به طرف مجموعه ميراث جهاني پاسارگاد کشيده شده و بعد از آن در جنوب غربي پاسارگاد وارد تنگ بلاغي شده و به طرف جنوب فارس (البته به صورت منقطع که گاهي فاصله يک قسمت از قسمت بعدي بيش از ده ها کيلومتر مي باشد) کشيده شده است.

در مورد قدمت سنگچين ها به چند دليل که يکي از آنها، وجود قبور توده سنگي (قبور اشکاني) در داخل آن و يا در روي آنها است، قدمت آن به دوره اشکاني يا قبل ازآن مي رسد.

فارس در دوره اشکاني توسط فرمانروايان فارس اداره مي شد. همانطور که مي دانيد در دوره اشکاني حکومت اين سلسله ملوک الطوايفي بوده و دولت هاي کوچک(مانند خاراسن، فرترکه و ايلماي) تحت الحمايه حکومت مرکزي بوده و باج يا ماليات سالانه خود را به حکومت مرکزي مي پرداختند و در عوض در امور داخلي خود کاملاً مستقل بودند، فرمانروايان فارس که خود را از بازماندگان هخامنشيان مي دانند در امور داخلي خود (امور سياسي و مذهبي) کاملاً مستقل عمل مي کردند.

احتمالاً اين مرز سنگچين که سالم ترين قسمت (داراي طول حدود100متر، عرض20/2متر و ارتفاع بيش از دوم¬تر) آن در تنگ بلاغي و در روي يکي از صخره هاي کوه وجود دارد، مربوط به فرترکه مي باشد که با اين کار خود احتمالاً چند هدف را دنبال کرده اند.هدف اول احتمالاً با کشيدن اين مرز مي خواستند حد ايالت فارس را از ساير ايالت ها جدا کنند.هدف دوم چون فرترکه خود را از نسل هخامنشيان مي دانستند و زرتشتي بودند با کشيدن اين مرز شايد مي خواستند يک ايالت مقدس را از ساير ايالت هاي ديگر جدا سازند با توجه به اينکه اين مرز سنگچين آنقدر بزرگ نيست که بتوان جنبه دفاعي براي آن در نظر گرفت.

آثار دوره اشکاني

از دوره اشکاني نيز آثاري بدست آمده که مهمترين آنها به شامل موارد زير مي باشد.

 انواع تدفين مربوط به دوره اشکاني و معاصر آن:  تا کنون در تنگ بلاغي چهار نوع از اين قبور شناسايي شده که در مورد هريک مختصري توضيح داده خواهد شد.

 قبور توده سنگي(خرف خانه ها) :  در تنگ بلاغي و کوهاي مجاور آن، گورهاي شناسايي شدکه به صورت حرمي شکل و به وسيله سنگ خشکه چين با قطر 5/1 متر الي12متر به ارتفاع 1تا5/2متر ديده مي شود. در ساخت اين قبور ابتدا سنگچيني دايرهاي در روي زمين چيده شده و حفره گور را به صورت دايره اي کوچک يا بيضي شکل به ابعاد 1تا5/1متر به صورت تو خالي ساخته اند و اطراف آن را با سنگ خشکه چيني کرده اند و بعد از آنکه به اندازه دلخواه بالا آمد جسد را در داخل آن به صورت جنيني دفن کرده (بر اساس شواهد موجود احتمالاً در اين گورها از خاک براي پوشاندن اموات استفاده نشده است) و بعد از گذاشتن هدايا در آن، روي آن را با تخته سنگ پوشانده اند. اين قبور براي اولين بار توسط استروناخ معرفي شده است و متاسفانه بيش از95 درصد از اين قبور حفاري غير مجاز شده است.

 قبور صخره اي

نوع ديگري از قبور شناسايي شده درتنگ بلاغي، قبور صخره اي مي باشد. اين قبور با استفاده از حفره هاي طبيعي (غارهاي کوچک) ساخته شده است به اين صورت که احتمالاً جسد را به صورت دست و پا جمع (با توجه به ابعاد حفره ها) يا جنيني در داخل حفره گذاشته و در کنار وي اشياء تزييني شامل سکه، مهره و سفال گذاشته و روي آن را با خاک پوشانده اند. از اين نوع قبور تاکنون بيش از 30 مورد در تنگ بلاغي شناسايي شد که متاسفانه نمونه سالمي در ميان آنها ديده نشد. در کنار يکي از اين قبور سکه اي از فرمانروايان فارس کشف شد که در روي آن نقش پادشاه اشکاني (احتمالاً ارد اول) و در پشت آن يک حکمران محلي نا شناخته قرار دارد.

 قبور خرسنگي

از ديگر قبور شناسايي شده در تنگ بلاغي، قبور خرسنگي است که هنوز به طور قطع قدمت آن مشخص نشده ولي بر اساس نتايج بدست آمده از حفاري محوطه هاي 64 ،88 و120 اين قبور از دوره فرا هخامنشي تا دوره ساساني قدمت دارند و احتمالاً در دوره اشکاني نيز ساختن چنين قبور براي دفن اموات وجود داشته است.

در ساخت اين قبور ابتدا چاله اي به عمق نيم متر تا يک متر در خاک کنده شده و سپس جسد را به صورت دست و پا جمع به همراه هدايا در داخل آن قرار داده و روي آن را با خاک پوشانده و در اطراف آن سنگچيني که به صورت دايره اي يا مربع و يا چند ضلعي نامنظم به مساحت 2 تا10متر ساخته اند. در ساخت سنگچين از سنگ¬هاي بزرگ به ابعاد بيش از يک متر مربع يا کمتر استفاده شده است و به همين خاطر از اين قبور بنام قبور خرسنگي نام برده شده است.

 قبور درون غارهاي بزرگ

در تنگ بلاغي دو غار شناسايي شد که درون آن تدفين صورت گرفته است، با توجه به ا ندازه غارها احتمالاً در آن تدفين دسته جمعي صورت گرفته است. از اين دو غار يکي توسط حفاران غير مجاز، به شدت تخريب شده  و اشياء داخل آن غارت شده است. در داخل غار مقدار زيادي استخوان انساني و حيواني پراکنده شده است. از داخل غار سفالي بدست نيامد. خاکي که از آن براي پوشاندن جسد استفاده شده است قرمز رنگ (احتمالاً گل اَخرا) است.

محوطه هاي اشکاني

تاکنون محوطه مهمي از اين دوره در تنگ بلاغي شناسايي نشده ولي با توجه به وجود گورهاي توده سنگي شاخص اين دوره در تنگ بلاغي، احتمالاً از اين دوره در اين قسمت محوطه هاي نيز وجود دارد.

آثار دوره ساساني

در تنگ بلاغي تا کنون چند محوطه و گورستان از اين دوره شناسايي شده است. بزرگترين و مهم ترين محوطه مربوط به دوره ساساني در تنگ بلاغي مي باشد. بر اساس آخرين نتايج بدست آمده اين محوطه ها مربوط به اواسط تا اواخر دوره ساساني است و در آن حوضچه هاي بزرگ با استفاده از مصالح سنگ و ساروج خاكبرداري شد كه مربوط به كارگاه توليد مواد غذايي بوده است.

آثار دوره اسلامي

کوره هاي ذوب فلز يکي ديگر از آثار شناسايي شده در تنگ بلاغي مي باشد که در بررسي باستان شناسي صورت گرفته در تنگ بلاغي تعداد 4 کوره شناسايي شد. در ابتدا بر اساس سفال هاي پراکنده در سطح محوطه، احتمال داده شد که مربوط به دوره هخامنشي مي باشند ولي پس از کاوش معلوم گشت غالب کوره ها مربوط به دوره اسلامي مي باشند.اثر مهمي که در تاريخ گذاري اين محوطه کمک زيادي به گروه کرد، کشف يک ظرف سفالي شکسته با نقش استامپي مي باشد که بنام سفال شاخص استخر معروف است و از اواخر دوره ساساني تا اوايل دوره اسلامي (قرون اول تا سوم هجري شمسي) در منطقه فارس رواج داشته است.

علاوه بر كوره ها در اين محوطه تعدادي سردوك، سفالينه هاي كوچك منقوش، انواع ابزارسنگي، دو قطعه مهرسنگي و گلي كوچك با تزئين هندسي پيدا شدند.از ديگر آثار دوره اسلامي قبرستاني مربوط به دوره صفوي و کومه کره هاي عشاير با قدمت حدود 300سال مي باشد.