ایرونا سیر برگذار کننده انواع تور های داخلی (تور مشهد و ... )

09198014097
02166320673
09194931590
02166320674
09194931580
02166758500
منو

شهر زیبای نیشابور

تازه های ناشناخته ۱۳۹۷/۰۷/۲۲
  1. ایرونا سیر
  2. مقالات
  3. شهر زیبای نیشابور

 

 شهر زیبای نیشابور  با قدمت چندین ساله بسیار زیبا و دارای مکان های معروف ، دیدنی و تاریخی میباشد با ایرونا سیر همراه باشید تا به این شهر زیبا سفر کنید.
شیوهٔ نگارش
نِیْشابور، نام رسمی و معاصر این شهر و شهرستان پیوسته به آن استکه در نام دامنهٔ وبگاه‌های شهرداریفرمانداریو دانشگاه نیشابورنیز ثبت شده‌است. این نام، همچنین بر پایهٔ شیوه‌نامهٔ آوانگاری کلی نام‌های جغرافیایی ایران سازمان نقشه‌برداری کشور؛ به گونهٔ آوانگارِ و نویسه‌نگارِ Neyshābūr ثبت شده؛ از این روی، گونهٔ نوشتاریِ درست این واژه در زبان انگلیسی است؛ اما نْیْشاپُور [] گونهٔ رایج خوانش نام این دیار، در متون انگلیسی‌زبان است. منابع انگلیسی‌زبان (به عنوان زبان بین‌المللی) به نوشتار واژهٔ نیشابور به گونهٔ نْیْشاپُور ()-یعنی با حفظ همخوان (حرف بی‌صدای) «پ» (P)؛ به گونه پارسی این واژه- گرایش یافته‌اند. به هر روی؛ در دانشنامه‌های پرکاربرد انگلیسی‌زبان همچون بریتانیکا، امریکانا و ایرانیکا، گونهٔ نوشتاری انگلیسی‌شدهٔ نیز پذیرفته شده‌استهمچنین نشابور]، گونهٔ دگرگون و کوتاه شدهٔ نام نیشابور است که در گفتگوهای روزمرهٔ مردم، متون فارسی قدیم و همچنین نبشته‌های ادبی و شعر کاربرد یافته‌است. یاقوت حموی (قرن هفتم هجری) یادآور شده‌است که مردم، این شهر را نَشاوُور می‌نامندفریدون گرایلی، تاریخ‌نگار معاصر، به نقل از زینت‌المجالس مجدالدین محمد حسینی، گونه‌های دیگری از این نام، همچون نشاور، نشابور را ثبت کرده‌استدر متون ادبی کهن فارسی، کاربرد گونهٔ نشابور، بسیار رایج است. چنان‌که در حکایت‌های کتاب اسرارالتوحید می‌خوانیم: «شیخ ما، به نشابور بود.نام‌های پرشمار -که در جای جای اسناد و متون تاریخی به آن‌ها اشاره شده-، دستاورد حضور پایدار و هموارهٔ نیشابور در گذر دوران‌هاستبرخی از این‌ها نام رایج شهر بوده و شماری دیگر عنوان‌ها و لقب‌هایی است که از سوی اهالی دانش، فرهنگ و سیاست؛ به سبب رویدادها یا ویژگی‌هایی به این دیار داده شده‌است. رئونت، ابرشهر، نیشاپور و شادیاخ (و مشتقات آن‌ها) نام‌هایی است که این بوم، در دوره یا دوران‌هایی از تاریخ به آن‌ها شناخته می‌شده؛ دهلیز مشرق و مغرب، دارالعلم، کلانشهر مشرق‌زمین، چشم خراسان، دارالملک، دارالاماره، ام‌البلاد، شادجهان، ایرانشهر، جهانشهر، خزانه مشرق و معدن فضلا و منبع علما و … نام‌های دیگری است که در توصیف ویژگی‌هایی از این شهر، در منابع مختلف ثبت گردیده‌است.

پیشینه

دوران اساطیری

سرآغاز و پیدایش نیشابور، همچون بسیاری از شهرهای تاریخی و دیرپای جهان، در هاله‌ای از اسطوره و افسانه در پیچیده‌و در نگاهی کلی به منابع، سیمای نیشابور به عنوان یک بوم و شهر اساطیری و در اندازهٔ یکی از مراکز مهم این دوران توصیف می‌شود

آغاز آفرینش

رَئِوَنْت (به پارسی میانه: رِیوَنْد) کهن‌ترین نام در اطلاق به حوزهٔ جغرافیایی ناحیهٔ نیشابور است که در نسک ایرانی اَوِستا از آن، سخن رفته‌است.[] بر پایهٔ روایت ایرانی آغاز آفرینش در نسک بندهش از کوه ریوند (در ناحیهٔ نیشابور خراسان) در شمار ۲۲۴۴ کوهی نام برده شده که از البرز فراز رستندهمچنین در جایی دیگر از همین نسک، در جریان ماجرای نبرد اهریمن با آب؛ به پیدایی دریاچه‌ای به نام سووَر (سوبر یا سوگر) اشاره شده که در ابرشهر بوم (=ناحیهٔ نیشابور) بر سر کوه توس جای داردو چنان‌که در گزارش رویدادهای دوران‌های بعد آمده‌است: آذربرزین‌مهر در نزدیکی دریاچهٔ سوور و بر روی کوه ریوند قرار داشته‌است.و ابوعبدالله حاکم؛ انوش پسر شیث پسر آدم را نخستین شخصیتی معرفی نموده که کهندژ نیشابور را بر سنگی بزرگ، سفید، مدوّر و املس (نرم و هموار) بنا گذاشت چنان‌که مردمان آن روزگار، این بنا را دژ سنگی (قلعهٔ حجریه) می‌خواندند

پیشدادیان

پیشدادی‌ها نخستین فرمانروایان ایران‌زمین، در دوران اساطیری؛ هوشنگ، تهمورث، جم، فریدون و منوچهر سرشناس‌ترین آنهایند که قهرمانانی همچون آرش، گرشاسب و رستم؛ و دشمنانی همچون افراسیاب و ضحاک دارند. بر پایه نوشتار تاریخ الحاکم، در این دروان؛ شخصیت‌هایی همچون ذوالایکه، افراسیاب ساحر و ایرج پسر فریدونبر دژ-قلعه نیشابور دست یافته، آن را بازسازی نموده و بر گستره و آبادانی آن افزوده‌اند؛ اما در دوران منوچهر بود که بر پیرامون کهندژ، خندقی حفر نمودند و آتشکده‌ای برپای داشتند؛ چنان‌که پس از آن، گروش مردمان و آبادانی آن، روزافزون گردیداما حمدالله مستوفی بنیانگذار نیشابور را تهمورث دیوبند معرفی کرده‌استو بر پایه روایتی ایرانی؛ در روزگار تهمورث بوده که آتشدان پشت گاو اساطیری سریشوگ، به دریا افتاد و سه آتش فروزان در ژرفای دریا درخشان ماندند و آن سه آتش نوپدید: گشنسب، فرنبغ و برزین‌مهر بودند.

دوران پیشاتاریخی

یافته‌های کاوش‌های باستان‌شناسی ناحیهٔ نیشابور که تا امروز به سرانجامی رسیده‌اند؛ نشانگر پیدایی آثار دوره‌های گوناگون پیشاتاریخی و تاریخی، از نوسنگی گرفته تا ساسانی، در این ناحیه است. محوطهٔ پیشاتاریخی تپهٔ برج: با نظر به آثار قابل مشاهده در این محوطه، محدوده‌ای در حدود شانزده هکتار را در بر می‌گیرد در شانزده کیلومتری جنوب شرقی شهر کنونی واقع شده‌استپیشینه این محوطه با قدمت حدود ۵۵۰۰ پیش از میلاد به دوره نوسنگی جدید بازمی‌گرددیکی از یافته‌های برجستهٔ این محوطه، اسکلت زنی حدود ۴۵ ساله همراه با یک قطعه فیروزهٔ سوراخ‌شده در نزدیکی کمر است؛ آزمایش C14 روی استخوان ساق پای اسکلت، گاهنگاری مطلق ۴۳۶۰ پیش از میلاد را نشان می‌دهد.محوطهپیشاتاریخی شهرک فیروزه: قدمت این محوطه به دورهٔ برنز جدید (اواخر هزاره سوم و اوایل هزاره دوم پیش از میلاد) می‌رسددر شمال غربی شهر کنونی و در پهنهٔ شرقی رودخانه فاروب رومان قرار دارداز یافته‌های برجسته این محوطه می‌توان به دو کورهٔ پخت سفال (که فضاهای دست‌کند درون زمین آن‌ها برجای مانده) اشاره نمودمحوطه پیشاتاریخی تپهٔ بلوچ: که قدمت آن به دوره نوسنگی (حدود ۵۵۰۰ تا ۶۰۰۰ سال پیش از میلادمی‌رسددر ۲۰ کیلومتری شمال غربی شهر نیشابور و در شرق باغ نشاط تقی‌آباد از توابع شهرستان فیروزه امروزین، واقع شده‌استنهشته‌های باستانی این دوره، گاهنگاری چند دوره با فواصل زمانی از جمله دوره مس، سنگ و آهن را در کنار هم نمودار می‌سازدویژگی برجسته این محوطه پیشاتاریخی؛ فراوانی دستینه‌ها و ابزارهای سنگی است که با شماری از اشیاء و ابزارهای برنزی و گل پخته و همچنین سازه‌های گودالی پخت نان و کوره همراه شده‌است.افزون بر محوطه‌های پیشاتاریخی یادشده؛ در جای‌های دیگری از ناحیهٔ نیشابور همچون کریم‌آباد، جنوب غربی شهر و یوسف‌آباد آثاری متعلق به عصر مفرغ و عصر آهن نیز کاوش شده؛ و گفتنی است که کاوش‌های باستان‌شناسی ناحیهٔ نیشابور، هنوز به سرانجام بایستهٔ خود نرسیده و عرصه‌های کاویده نشدهٔ بسیاری در پیش روی باستان‌شناسان است.

دوران تاریخی

هخامنشیان

رَئِوَنْت کهن‌ترین نام جغرافیایی در اطلاق به ناحیهٔ نیشابور که در اَوِستا -کهن‌تری نبشتار ایرانی- از آن، یاد شدهنام کوهی است که آتشکده نامدار آذر بُرزین‌مِهر بر آن، جای داشتهمری بویس بر این باور است که آذران بُرزین‌مِهر، فرنبغ و گشنسپ، اگر نه پیش‌تر و در دوران هخامنشی، دست‌کم بایستی در اوایل دوران پارتیان نشانده شده باشندهمچنین ریچارد فرای نام ابرشهر (نام پیشین نیشابوررا ریشه‌گرفته از نامی کهن، به مفهوم شهر بالای هخامنشیان یا شهربانی بالای سلوکیان دانسته‌است. یافته‌های باستان‌شناسی در محوطه تاریخی سه‌تپه در جنوب دشت نیشابور، نیز بیانگر حیات تاریخی این ناحیه در دوران هخامنشی و اندکی پیش از آن و ارتباط نیشابور با همدان (فلات ایران) و ترکمنستان (آسیای مرکزی) است.

اشکانیان

ابرشهر؛ نام پیشین نیشابور. به معنی شهر آپارناک (Aparnak یا Aparnoie یونانی؛ شهر اپارنی یا اپرنی) برجسته‌ترین قبیله از سه قبیله داهه (Dahae) که دولت پارتیان (اشکانیان) را بنیان گذاشتندیادکرد این شهر در نسک بندهش که ابرنک‌شهر نیز خوانده شدهاز شناخته‌شدگی و رونق ابرشهر در سرزمین پارت، نشان می‌دهدو چنین به نظر می‌رسد بُرزین‌مهر -یکی از سه آتش مقدس کیش زرتشتی- که آتش خاص پارتیان بود و اشکانیان، خود را وقف این آتش مقدس نموده بودند و زائران بی‌شماری را در سرتاسر دورهٔ پارتی به زیارت آذر برزین‌مهر در این ناحیه، سوق می‌دادندهمچنین؛ نام ابرشهر بر روی سکه‌ای از دوران فرهاد دوم اشکانی (حکومت: ۱۳۸–۱۲۸ پیش از میلاد) نقش بسته‌استکه حیات تاریخی این ناحیه را به عنوان محل استقرار ضرابخانه در این دوران، مستند می‌نماید. و مارکوارت در اشاره به پیشینهٔ نام کنارنگ در اطلاق به فرمانروای ابرشهر، چنین برداشت نموده که این فرمانروایی موروثی، به پیش از دوران ساسانیان (= پارتیان) بر می‌گردد که سرانجام؛ داوخواهانه، حکومت اردشیر ساسانی را پذیرا شده بودند.

ساسانیان

از نیشابور یا ابرشهر (= نام پیشین آندر شماری از نبشته‌های کهن هم‌پیوند با دوران ساسانی یاد شده‌است، از این جمله‌اند:کتیبه شاپور یکم بر کعبه زرتشت: در این سنگ‌نبشته که قدمت آن یه حدود سال ۲۶۲ میلادی می‌رسد؛ نام ابرشهر، به گونهٔ تمامِ اپارخشتر (= نیشابور و توابع آن) در جرگهٔ ۲۹ امارت و ایالت ایران دورهٔ شاپور یکم ساسانی یادشده‌است.سکه‌های ساسانی: ابرشهر در کنار شهرهای خراسانی مرو، بلخ، هرات و احتمالاً توس، خلم و سمرقند ضرابخانه‌های ساسانی بوده‌و نام این شهر بر سکه‌های پیروز، قباد، بهرام چوبین و خسرو اول نقش بسته‌است.متن ارمنی شهرستان‌های ایرانشر: در این متن که نوشتهٔ موسی خورنی (تولد بین سال‌های ۴۰۵ تا ۴۱۰م) است؛ از ابرشهر به عنوان یکی از ۲۶ استانِ کوست خراسان -از کوست‌های چهارگانهٔ ایران- نام برده شده‌است.متن پهلَوی شهرستانهای ایرانشهر: این متن پارسی میانه که در اواخر دوره ساسانی نگاشته شده؛ نیشابور را در شمار شهرستان‌های کوستِ خراسان ایرانشهر و شاپور پسر اردشیر را بنیانگذار این شهرستان، معرفی نموده‌است. سیاست و حکومت: قدیم‌ترین رویداد ثبت‌شدهٔ این ناحیه در دوران ساسانی؛ به نقل از تاریخ طبری، مرتبط با اردشیر بابکان (حکومت: ۲۲۶ تا ۲۴۱ میلادی) است چنین که او پس از به‌دست آوردن قدرت، شهرها و مناطق مختلف ایران از جمله ابرشهر را تحت سلطهٔ خویش درآورد. بنا به نوشتهٔ تاریخ الحاکم، شاپور پسر اردشیر، شهر نیشابور قدیم را در پیرامون کهندژ باستانی بنا کرده و از دفع حمله‌ها و مزاحمت اتراک بر این شهر، خبر داده‌است. در روایت متن پهلوی شهرستانهای ایرانشهر؛ پهلیزک تورانی)، فرمانروای این مهاجمان است. این شهر در ۴۳۰م، اسقف‌نشین نسطوریان بود. و در حدود ۴۲۲ تا ۴۴۹م؛[یزدگرد دوم برای نزدیکی به مرزهای شمال خاوری کشور و رویارویی با تاخت و تاز و آزار اقوام کیدار و خیون (هون)؛ نیروی خود را در این ناحیه مستقر ساخت و پایتخت خود را از تیسفون به نیشابور (ابرشهر) منتقل نمود.همچنین در شماری از متون تاریخی رویدادهای: حضور قباد (حکومت: ۴۸۸–۴۹۸م) در ابرشهر و ازدواج ولی با دختر یکی از بزرگان شهر؛ به دنیا آمدن انوشیروان در این ناحیه؛ سکه زدن بهرام چوبین (در حدود ۵۹۰ تا ۵۹۱م) به نام خود در این شهر (در زمان شورش بر هرمز)؛ و فرونشاندن شورش پادگان ابرشهر به دست سمبات باگراتونی، از مرزبانان خسروپرویز ثبت شده‌است نیشابور (ابرشهر) در دوران ساسانی، مرکز ناحیه‌ای گسترده بود که رستاک‌هایی همچون ارغیجان، اسپراین، جوین، بیهک بیهق، باخرز، خواف، زوزن، زام و زاوه از رستاک‌های آن بودند. مرزبان یا فرمانروای این منطقه، دارای لقب اختصاصی کنارنگ بوددر این دوران، حاکمانی که از خانواده سلطنت بودند لقب شاه داشتند و نیشابور یکی از ولایت‌های ۲۶گانهٔ ایران بود که حاکم آن، شاه نامیده می‌شددر نگاهی کلی؛ نیشابور (ابرشهر) این دوران، یکی از پایگاه‌های فرمانروایی و پایتخت‌های ساسانی استکه به خاطر آتشکدهٔ بزرگ نامدار آذر برزین‌مهر در ناحیهٔ ریوند زیارتگاه مشهور ایراندر جایگاه یکی از مراکز فرهنگی-مذهبی ایران دوره مزدیسنایی نقش‌آفرینی نموده‌است. 

- اقتصاد و فرهنگ: شاپور -که از وی به عنوان بانی شهر در دوره ساسانی، نام برده شده- به امور تجارت و اقتصاد، توجهی ویژه داشت؛ او در راستای نیرومندسازی موقعیت اقتصادی ابرشهر، نواحی شمال شرق ایران را -که در سیطرهٔ کوشان بود- تصرف نموده و فرمانروایانی -از جمله شاهزاده پیروز- را که پیرو وی بودند، بر این ناحیه نهادبه‌طور کلی؛ موقعیت ویژهٔ جغرافیایی نیشابور که در چهارراه ارتباطی شرق به غرب و شمال به جنوب در بخش خاوری ایران قرار گرفته مورد توجه ساسانیان قرار گرفته و از آن به عنوان یکی از سنگرهای استوار در برابر یورش‌های بیگانگان شرق قلمرو امپراتوری و پایگاه برقراری امنیت در جبههٔ شرقی راه ابریشم بهره بردند. قرارگیری در این مسیر که شاهراه شرق به غرب قلمرو ساسانی به‌شمار می‌رفت؛ رونق شهر را در جایگاه یکی از مهم‌ترین منزلگاه‌ها و باراندازگاه‌های کاروان‌های تجاری فراهم نمود. به گونه‌ای که ساختارهای نظام توسعه‌یافتهٔ اقتصادی از جمله: نظام روشمند دریافت مالیات و نهاد رسمی ضرابخانه (در اندازهٔ یکی از ضرابخانه‌های عمدهٔ دوره ساسانی) در این شهر مستقر گردیدندآثار و میراث هنر و صنعت سفالگری برجای مانده در کهندژ نیشابور نیز نشانگر رونق اقتصادی و زیستگاهی این شهر به عنوان یکی از مراکز عمدهٔ سفالگری شمال شرق ایران در نیمهٔ سده ۴ تا نیمه سدهٔ ۷ میلادی (همزمان با ساسانیان) استدر این دوران؛ آذر برزین‌مهر، یکی از سه آتشکده بزرگ و زیارتگاه مشهور ایران ساسانی، در ناحیهٔ ریوند نیشابور شعله می‌کشید و این بوم، به عنوان یکی از مراکز فرهنگی-مذهبی ایران دوره مزدیسنایی نقش‌آفرینی می‌نمودو برآمدن شخصیت‌هایی همچون برزویهمزدکو آغاز دعوت مانی و حضور مسیحیان نسطوری نمودهایی از گونه‌گونی و پویایی فرهنگی و اجتماعی این ناحیه در دوران ساسانی است.

خلافت

یشتر تاریخ‌نویسان، فتح اسلامی نیشابور را در ۶۴۳ به هنگام خلافت عمر بن خطاب ثبت کرده‌اندبرخی نیز این رویداد را در ۶۵۰م را به هنگام خلافت عثمان بن عفان نوشته‌اند، بودن شماری از صحابهٔ پیامبر اسلام در سپاه خلافت راشدین، یکی از دلایل فتح بی‌جنگ این شهر ذکر شده‌است. حاکم نیشابوری نوشته که در۶۴۳م با صلح‌نامهٔ کنارنگ و عبدالله عامر فتح اسلامی به آن درآمد.به‌هنگام امارت زیاد بن ابی‌سفیان، خراسان چهاربخش (رَبع) شد و نیشابور مرکز یکی از چهاربخش‌های خراسان برگزیده شد.

سده‌های میانه

 ایهٔ توسعهٔ نیشابور در سده‌های میانه را، شهرنشینی نهادینه‌شده در دورهٔ ساسانی در آن منطقه می‌دانند؛ از مراکز بزرگ اقتصادی راه ابریشم بود که بخش‌های مرکزی فلات ایران را با خوارزم و ماوراءالنهر مرتبط می‌ساخت. ابن رسته، مقدسی، اصطخری، ابن حوقل و یاقوت حموی دربارهٔ نیشابورِ سده‌های میانه‌ها نگاشته‌اند یا در پژوهش‌هایشان به نیشابور نیز سفر کرده‌اند. ابن رسته این شهر را «صحرایی ـ کوهستانی» خوانده که زیرشهرهایی داشته مانند: جام، باخرز، جوین و بیهق؛ سپس، سیزده روستا و چهار ربعِ شهر نیشابور را نام می‌برد که ریوند، تکاب، بشت‌فروش و مازول بوده‌اند و روستاها نیز شامل استوا، ارغیان، اسفراین، پُشت، رخ، زاوه، زوزن، اشبند و خواف بوده‌اند.در ۸۱۵م، علی ابن موسی الرضا، امام هشتم شیعیان اثناعشری و ولی‌عهد مأمون عباسی به نیشابور درآمد، از سوی محدثان بسیار گرامی داشته شد و حدیث سلسلة الذهب را به درخواست آنان بیان کرد.امیرنشین طاهریان در ۸۲۱ به‌دست طاهر بن حسین در مرو استقلال اعلام کرد. در ۸۳۰ نیشابور پایتخت امیرنشین طاهریان شد و پس از مرو، دومین پایتخت آنان به‌شمار می‌رود. داستانی دربارهٔ بنیان‌نهادن شادیاخ در نیشابور به عبدالله بن طاهر نسبت داده‌اند:پیش از این، رسم بر این بود که وقتی سپاهیان در شهری اردو می‌زدند، در خانه‌های مردم مهمان می‌شدند. صاحب‌خانه وادار می‌شد که برای آسایش میهمانان کار کند و یارای نافرمانی هم نداشت. آنگاه که عبدالله بن طاهر به حکومت خراسان منصوب شد، در نیشابور استقرار یافت. روزی در شهر، زن جوانی را دید که اسبی را آب می‌داد. چون تناسبی در این کار نمی‌یافت، شگفت‌زده شد. دستور داد شوی زن را حاضر کردند و سبب را پرسید، مرد گفت «این ستمی که امیر بر ما روا داشته‌است». عبدالله گفت: «چگونه؟» مرد گفت: «یکی از سپاهیان تو در خانهٔ من است. امروز از من خواست که اسب او را آب دهم و مرا یارای نافرمانی نمود. مردد شدم که اگر با اهل خانه بیرون می‌رفتم و زن را در خانه می‌گذاشتم، زنم را در امان نمی‌دیدم، ناگزیر زن را فرمان دادم تا اسب را آب دهد و خود خانه نگاه داشتم.» عبدالله، غمین گشت و به اندیشه فرورفت، سپس دستور داد در بیرون شهر که شادیاخ نام داشت کاخی ساختند و خود در آن مستقر گردید و سپاهیان را موظف نمود که پیرامون آن ساکن شوند به فرمان او در شهر ندا دادند که از این پس، هر سپاهی در خانه مردم مهمان شود، خونش مباح است، به این ترتیب سپاهیان همگی به شادیاخ نقل مکان کردند و محدودهٔ شادیاخ آباد شد و به مرور، یکی از آبادترین و مشهورترین محله‌های نیشابور گشت.این داستان را به دیگران، از جمله غازان خان نیز نسبت می‌دهند. کاخ شادیاخ، تا سده هفتم هجری، آبادان بود.در اوت ۸۷۲ یعقوب لیث صفاری بر نیشابور چیره شد. هنگامی که بزرگان نیشابور به مشروعیت او از سوی خلیفه خرده گرفتند، درباری باشکوه آماده ساخت، در حضور بزرگان شمشیرش را درآورد و گفت «امیرالمؤمنین را به بغداد نه این تیغ نشاندست؟ گفتند: بلی. گفت مرا بدین جایگاه نیز همین تیغ نشاند و عهد من و آنِ امیرالمؤمنین یکی است.جغرافی‌دانان‌ها در این دوره، نیشابور را به عنوان شهری پرجمعیت توصیف می‌کنند که به ۴۲ بخش با یک فرسخ طول و عرض بخش شده بود و ارگ، مرکز شهر و یک حومهٔ شهری بیرونی را دربرمی‌گرفت که مسجد جامع نیشابور در این بخش جای داشت. در کنار این مسجد بازار همگانی و پادگانی به‌نام المعسکر، کاخ حاکم (ارگ)، فضای باز دوم با عنوان میدان الحسین و زندان جای داشتند. ارگ دو دروازه داشت و مرکز شهر چهار دروازه: دروازهٔ پل، دروازهٔ راهی که از مقیل می‌آمد، دروازهٔ قلعه (باب‌الکهندز) و دروازهٔ پل تکین. حومه‌های شهری دیوارهایی با شمار بسیاری دروازه داشته‌است. شناخته‌شده‌ترین بازارها المربع الکبیرة (نزدیک به مسجد جامع) و المربع الصغیرة بودند. مهم‌ترین خیابان‌های بازاری در حدود پنجاه تا بودند و در خط‌های یکراست متقاطع در زوایای سمت راست، سراسر شهر را می‌پیمودند؛ همه نوع کالایی در این خیابان‌ها فروخته می‌شد. نهرهای بسیاری که از وادی سقاورسرچشمه می‌گرفتند از روستای باشتنکار یا باشتقان به سوی پایین حرکت کرده و ۷۰ مایل را طی می‌کردند، از اینجا به بعد از نزدیک شهر عبور کرده و خانه‌هایی با ذخایر آبی وسیع را ایجاد می‌کردند. باغ‌های پایین‌شهر نیز بدین شیوه آبیاری می‌شدند. منطقهٔ نیشابور همچو حاصلخیزترین ناحیه در خراسان برجسته بود.کتاب تاریخ النیسابوریین در سپتامبر یا اکتبر ۹۹۸م به‌دست ابوعبدالله حاکم نیشابوری نوشته شد؛ کتابی که به جغرافیا، تاریخ و علم حدیث در نیشابور پرداخته و بیش از ۲۵۰۰ تن از بزرگان نیشابور را معرفی و دلایل سرشناسی آن‌ها را نه به شیوه تذکره که به صورت خلاصه یاد کرده‌است. این اثر در سده هفتم قمری، به‌دست محمد بن حسین خلیفه نیشابوری بازنویسی و بخش‌های عربی آن به فارسی ترجمه شده‌است. خلیفه نیشابوری قسمت‌هایی از تاریخ نیشابور معاصر خود یعنی حدود سه قرن پس از متن اصلی کتاب را نیز به کتاب حاکم اضافه کرده‌است. این کتاب را از آثار ارزشمندی می‌دانند که در حوزه تاریخ‌نگاری محلی ایران نگاشته شده، گویا نسخهٔ کامل آن یافت شده‌است.در سال ۴۰۱ (قمری)، قحطیِ بزرگی در نیشابور روی داد که بر اثر سرمازدگی کشاورزی در سال ۴۰۰ (قمری) بوده‌است

جمعیت و مهاجرت

در نیمهٔ اول سده هفتم میلادی، جمیعت نیشابور ۵ هزار نفر بوده.در ۲۰۱۱، شهر نیشابور برپایهٔ سرشماری همگانی ۱۳۹۰، ۲۳۹٬۱۸۵ نفر

بخش مرکزی‌اش، ۳۱۹٬۵۷۶ نفرهمهٔ شهرستان، ۴۳۳٬۱۰۵ نفر جمعیت دارد.یک سوم  باشندگانش، نوجوان بیان شده و میزان جمعیت آن نسبت به استان ۷ درصد استخاندان‌ها و قومیت‌ها

ترکیب قومیتی شهرستان نیشابور اکنون به‌ترتیب شمار فارس، ترک، کرد، بلوچعرب، ازبک و ارمن می‌باشد که فارسی زبان مشترک همهٔ این‌هاست و قوم‌گرایی غیر فارسی‌زبانان، بسته به جمعیت‌شان دگرگون است. مردم فارسی‌زبان، بزرگترین گروه قومی در نیشابور می‌باشند. کارِن، میکالی و طاهری از خاندان‌های برجستهٔ فارسی در نیشابور کهن بوده‌اند. مردم کرد در شهرستان نیشابور را ایل تمنانلو، عمارلو و مژدگانلو تشکیل می‌دهند. تمنانلوها در بخش سرولایت Sarvèlayat, عمارلوها در دشت ماروش Maarus یا ماروسک Maaruzsk و مژدگانلو در قالیباف و سبیان شهرستان نیشابور می‌باشد. در سده‌های میانهٔ نیشابور، عرب‌ها، عرب‌زبان‌ها و مستعرب‌ها از بزرگترین گروه قومی بوده‌اند و دربرگیرندهٔ خاندان‌های مانند سُلَمی، قُشَیری و خُزاعی بوده‌اند. امروزه مردم عرب در شهرستان نیشابور شامل خاندان‌های عربخانی، ایرانی-عراقی‌ها، هاشمی‌تبارها(موسوی، حسینی، قاضی و غیره) هستند. حدود ۴۵ روستای شهرستان نیشابور به لهجه‌های گوناگون ترکی سخن می‌گویندبیات‌ها از قوم‌های برجستهٔ تُرک‌تبار در نیشابور امروزین اند که مرکزشان روستای عب